12 دي 1404 13/07/1447 2026 Jan 02

 
  صفحه اصلی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2148
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3471046
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

1387 تعداد مشاهده : 767 تاریخ اضافه : 2011-02-20

 

هانا تاجیما، بیست و سه ساله، طراح لباس

 

به نام خدا


هانا تاجیما وقتی که هفده ساله بود به دین اسلام مشرف شد. وی نگران کمبود تنوع لباس برای زنان تازه مسلمان بود به همین دلیل خانه ی مد مایاسا را تأسیس نموده تا حجاب را برای زنان جذاب تر نشان دهد.

واقعیت این است تا لحظه ای که فهمیدم اسلام دین واقعی می باشد هیچ گاه تصمیم نداشتم مسلمان شوم. خانواده ام مذهب مشخصی نداشتند، ولی برعکس به دین اهمیت می دادم، گرچه از رابطه ای که با آن داشتم دلسرد بودم.

من در دهکده ی دیوون بزرگ شدم، والدینم به هیچ مذهبی اعتقاد نداشتند و من نیز تا وقتی که وارد دانشگاه نشدم زیاد دنبال آن نرفتم. در آنجا افرادی را می دیدم که با وجود اینکه به کلیسا می رفتند ولی الکل و مواد مخدر مصرف می کردند.

در دانشگاه با چند دانشجوی مسلمان دوست شدم، از اینکه چرا آنها اهل رفتن به کلوپ نیستند و در مهمانی ها شرکت نمی کنند، کنجکاو بودم. فکر می کردم که شاید آنها کمبودی دارند که نمی خواهند به چنین جاهایی بیایند.

در آن زمان داشتم فلسفه مطالعه می کردم و سردرگم بودم. در زندگی هیچ کمبودی نداشتم و از لحاظ مادی تأمین بودم. همزمان درباره ی ادیان تجربه هایی کسب کردم.

در این بین چیزهایی وجود داشت که مرا به سوی اسلام می کشید ولی هیچ شباهتی به آن چیزی که به دنبالش بودم نبود. در واقع قرآن حقایق را برایم باز نمود. آیاتی درمورد حقوق زنان مرا به شگفتی وا داشت.

هر قدر که درباره ی اسلام مطالعه می کردم بیشتر متقاعد می شدم که این دین را بپذیرم چرا که دوستان رنگین پوست مسلمانم را به هم پیوند داده بود. واقعاً احساسم را برانگیخته بود، و نمی توانستم بگویم که مسلمان نیستم.

هر قدر باورم نسبت به اسلام بیشتر می شد خودم را به آن نزدیکتر می دیدم. خوشبختانه خانواده ام هیچ مشکلی با این موضوع ندارند، آنها خواهان خوشحالی من هستند. آنها نیز چیزهای مثبت موجود در این دین مبارک را می بینند و درک می کنند.   

پایان

 


ترجمه: مسعود

سایت مهتدین

Mohtadeen.Com

 

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است:

(أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقريا يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن)
«در خواب دیدم که از چاهی آب می‌کشم؛ آن‌گاه ابوبکر آمد و یک دلو آب از چاه کشید و او، در کشیدن آب ضعیف بود و خداوند، او را می‌بخشد. سپس عمر آمد و دلو را به دست گرفت؛ هیچ پهلوانی سراغ ندارم که همانند او کاری را بدین قوت انجام دهد. عمر چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند»
 مسلم ش 2393 .

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010