4 فروردين 1405 05/10/1447 2026 Mar 24

 
  صفحه اصلی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2148
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3534983
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

1461 تعداد مشاهده : 732 تاریخ اضافه : 2011-03-29

 

سوزان از آمریکا

به نام خدا

سوزان با مردی مسلمان در مریلند ازدواج نمود. وی عبدالقادر نام داشت و مدیر یک شرکت تبلیغاتی بود. یک روز عبدالقادر به مسجد آمد و از مشکلی که برایش پیش آمده بود با من صحبت کرد. او گفت که با یک زن مسیحی ازدواج نموده ام و دارای دو فرزند دختر هستم، مدتی است که نگران آینده ی آنها می باشم. خیلی سعی می کنم همسرم را تشویق به مطالعه ی اسلام نموده و همراه من به مسجد بیاید ولی وی قبول نمی کند.

چه کاری می توانم انجام دهم؟ من به او پیشنهاد دادم که یک شب برای شام به منزل ما بیایند تا همسرم با او صحبت نماید. آنها به منزل ما آمدند، سوزان با همسرم آشنا شد و با هم دوستان نزدیکی شدند به طوریکه چند بار با وی به مسجد آمد. یک روز سوزان از همسرم تفسیر قرآن را درخواست کرد. من نیز یک جلد از آن را در اختیارش قرار دادم.

چند روز گذشت، یک روز در مسجد داشتم تفسیر آیاتی از قرآن را برای حضار توضیح می دادم که سوزان سؤالی پرسید. همه از سؤال وی تعجب کردند و پیش از اینکه جوابی به وی دهم، او شروع به گریه کرد. من اصلاً دلیل گریه ی وی را نفهمیدم و او به خانه برگشت.

روز بعد از عبداقادر علت ناراحتی سوزان را پرسیدم و او گفت که سوزان باز از رفتن به مسجد خودداری می کند، فکر می کند که با سؤالاتش دیگران را عصبانی می نماید و نمی خواهد کسی را نارحت کند. گفتم سعی کن به آرامی برایش موضوع را توضیح دهی. عبداقادر مدتی سوزان را به حال خود رها کرد. او در هر جایی که مسلمانی را می دید درباره ی فرهنگ و آداب آنها با خود می اندیشید.

پس از مدتی سوزان به خواهان خود به مسجد باز گشت. او تصمیم گرفت درباره ی اسلام بیشتر و بیشتر مطالعه کند. با رسیدن به پاسخ سؤالاتش، این بار عقیده و ایمان محکمی نسبت به ارزش های اسلامی پیدا کرد. با دیگر بانوان مسلمان در مسجد دوست شد و با آنها به گفتگو می پرداخت. با این کار تشویق می شد تا در راه اسلام بیشتر قدم بردارد.

سوزان به مسیر جدیدی که در زندگی راه یافته بود علاقه پیدا کرد، و دلش می خواست تا هر چه زودتر به دین اسلام مشرف شود. با احترام شهادتین را برایش خواندم و او نیز تکرار کرد. بعد از این او یک بانوی مسلمان و خواهر ما شد.

سپس از جانب مسجد عبدالقادر موظف به پرداخت مهریه به همسرش شد، سوزان از اینکه می دید در اسلام تا این حد به زنان اهمیت می دهند خیلی تعجب کرد. از آن پس سوزان نام خود را به سعیده تغییر داد، و با آگاهی و بصیرت کامل اسلام را پذیرفت. او شروع به انجام فرایض دینی نمود و حجاب پوشید. در آن موقع دختر بزرگش به مدرسه می رفت، از دخترش خواست تا با روسری به مدرسه برود.

سعیده با خود عهد کرد تا وقتی که زنده است فرزندانش را تا حد امکان با قوانین دین اسلام آشنا نموده و آنها را مانند یک مسلمان قوی تربیت نماید.

 

پایان

 


ترجمه: مسعود

سایت مهتدین

Mohtadeen.Com

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

علي رضی الله عنه  به روايت از رسول

‎الله  صلی الله علیه و سلم  مي‌گويد ايشان فرمودند: «أُعْطِيتُ مَا لَمْ يُعْطَ أَحَدٌ مِنَ الأَنْبِيَاءِ»، فَقُلْنَا مَا هُوَ يَا رَسُولَ الله، فَقَالَ: «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ، وأُعْطِيتُ مَفَاتِيحَ الأَرْضِ، وسُمِّيْتُ أَحْمَدَ، وَجُعِلَتْ لِي التُّرَابُ طَهُوراً، وَجُعِلَتْ أُمَّتِي خَيْرَ الأُمَمِ». (به من چيزهايي داده شده‌است كه به هيچ‌يك از پيامبران داده نشده‌است، گفتم: اي رسول خدا، آنها چه هستند؟ فرمود: خدا رُعب و هراس از مرا در دل دشمنانم انداخت و با آن یاریم کرد و به من كليدهاي زمين داده شده، به اسم ‌احمد نام گذاري شدم، خاك برايم وسيله پاك كننده قرار داده شده و امتم بهترين امّتها قرار داده شده ‌است.
صحيح بخاري، ش335




 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010