30 شهريور 1398 21/01/1441 2019 Sep 21

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2192
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3259792
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

1768 تعداد مشاهده : 1178 تاریخ اضافه : 2011-07-26

 

احسان


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و ‏اما بعد ‏:‏

 

 

 مسلمان تنها از اين ديد به احسان نمى‏نگرد كه احسان يك خصلت مطلوب است و خو گرفتن به آن از جمله زيبائى‏هاى اخلاقى است، بلكه مسلمان احسان را بخشى از عقيده و قسمت عمده اسلام مى‏داند. زيرا دين اسلامى از سه بخش تشكيل يافته است: ايمان، اسلام و احسان، همانطور كه اين مطلب را رسول اكرم صلی الله علیه وسلم در جواب جبرئيل كه در مورد ايمان، اسلام و احسان سوال كرد فرمود: و بعد از برگشتن جبرائيل، آنحضرت فرمود: «هذا جبريل أتاكُمْ لِيُعَلِّمَكُمْ أمُورَ دِيْنِكُمْ» «جبرئيل آمده بود تا مسائل و احكام دين شما را به شما بياموزد»، رسول اكرم صلی الله علیه وسلم ايمان، و اسلام و احسان، هر سه را دين گفت. خداوند در قرآن كريم بيش از چند مورد درباره احسان سخن گفته است:

« وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (البقرة: 195). «احسان‏ كنيد همانا خداوند احسان كنندگان را دوست مى‏دارد».

و مى‏فرمايد: « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ » (النحل: 90). «همانا خداوند به رعايت عدل و احسان امر مى‏كند».

 و مى‏فرمايد: « وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» (البقرة: 83). «به نيكوئى با مردم سخن گوئيد»،

 و مى‏فرمايد: « وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ...» (النساء: 36). «با والدين، خويشاوندان، ايتام و مساكين بخوبى رفتار كنيد».

 

 و در حديث آمده است: «إِنَّ اللَّهَ كَتَبَ الإِحْسَانَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ فَإِذَا قَتَلْتُمْ فَأَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ وَإِذَا ذَبَحْتُمْ فَأَحْسِنُوا الذَّبْحَ وَلْيُحِدَّ أَحَدُكُمْ شَفْرَتَهُ فَلْيُرِحْ ذَبِيحَتَهُ» (مسلم). «خداوند احسان را در هر چيز واجب گردانيده است. هرگاه ذبح مى‏كنيد احسان را در آن رعايت كنيد و كاردتان را تيز كنيد تا ذبيحه شما به آسانى جان دهد».

 

 احسان در عبادت، اين است كه عبادت از هر قبيل كه باشد، نماز، روزه، زكات و حج و غيره بطور صحيح ادا كرده شود، تمام شرايط، اركان، سنن و مستحبات مورد توجه قرار داده شوند و اين براى هيچ بنده مسلمانى ممكن نيست، مگر اينكه در حال عبادت با تمام وجود و شعورى قوى متوجه ذات يگانه حضرت حق شود، بگونه‏اى كه گويا حق تعالى را مى‏بيند و مشاهده مى‏كند يا اقلاً بخود چنين بقبولاند كه خداوند او را مى‏بيند و از كليه حركات او آگاه است و بر اعمال او كاملا نظارت دارد. تنها با چنين تصورى مى‏توان احسان در عبادت را رعايت نمود و به نحو مطلوب آن را انجام داد و به تكامل رساند، همانطور كه در حديث بدان اشاره شده است، مى‏فرمايد: «والإحسانُ أنْ تَعْبُدَ اللّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَّمْ تَكُنْ تَراهُ فَإنَّهُ يَراكَ» (بخارى). «احسان اين است كه خدا را چنان عبادت كنى، گوئى او را مى‏بينى يا اينكه او دارد تو را مى‏بيند».

 احسان در معاملات و برخورد با ديگران اين است كه با والدين در چارچوب اطاعت از آنان، نيكى شود، از هرگونه اذيت خود دارى و در حق آنان استغفار و دعا خير كرده و سعى در انفاذ و اجراى عهد و گرامى دوستان آنان شود.

 احسان با خويشاوندان بمعنى نكوئى كردن با آنها است، عطوفت، مهربانى، فروتنى و انجام اعمال سودآور در حق آنان و ترك اعمالى كه به ضرر آنان باشد از جمله احسان با آنان است.

 احسان در حق ايتام، عبارت است، از حفاظت اموال، صيانت حقوق، آموختن ادب، نيكو پرورش دادن، اذيت نكردن و خشم نكردن بر آنان، برخوردكردن با چهره باز و كشيدن دست بر سر و روى آنان از جمله احسان در حق ايتام بشمار مى‏آيد. احسان در حق مساكين عبارت است از: برطرف كردن گرسنگى، برهنگى، تشويق به اطعام و تغذيه آنان، پايمال نكردن كرامت آنان. پس مساكين نبايد تحقير شده و دست‏كم گرفته شوند، نبايد مورد آزار و اذيت قرار گرفته و با آنان بدرفتارى شود.

 احسان با مسافران، اين است كه به نيازهاى آنان رسيدگى شود، از اموال آنان حفاظت و حرمت آنان حفظ شود، اگر مقصد را گم كرده‏اند بسوى مقصد هدايت شوند.

 احسان در حق خدمت‏گزار، كارگر و زيردستان، اين است كه مزدشان كامل پرداخت شود. در پرداخت مزد و حقوق آنان اندك تاخير صورت نگيرد، كارى كه از توان بيرون است از آنان خواسته نشود و آنان مجبور به انجام كارى كه تعهد نكرده‏اند، نشوند، كرامت، و شخصيت آنان حفظ شود. اگر خدمت گزار در خانه خدمت مى‏كند، از همان غذا و لباس كه اهل خانه از آن استفاده مى‏كنند او نيز بهره‏مند شود آنان مانند ساير مردم امر به معروف و نهى از منكر شوند، گمراهان آنان راهنمايى شده و به جاهلان علم ياد داده شود، در معاملات با آنان انصاف رعايت شود و حقوق آنان به رسميت شناخته شود، و به هيچ وجه مورد آزار قرار نگيرند.

احسان در حق حيوانات، اين است كه به آنها علوفه و دانه داده شود، در صورت بيمارى معالجه شوند، بيش از توان از آنها كار گرفته نشود، در حالى كه مشغول كار هستند با آنان خشونت صورت نگيرد و در صورت خستگى به آنها زمان استراحت داده شود.

 احسان در اعمال بدنى، اين است كه عمل به نحو احسن و محكم كارى انجام داده شود، فريبى در كارها نباشد، كارها با توجه به اين فرموده رسول اكرم صلی الله علیه وسلم انجام داده شوند كه مى‏فرمايد: «مَنْ غَشَّنَا فَلَيْسَ مِنَّا» «هر كس با ما نيرنگ و فريب كارى نمايد  از ما نيست».

 

حوادث زير از بارزترين نمونه‏هاى احسان مى‏باشند:

 1- در غزوه احد، مشركين چه جنايات و خيانتهايى را در حق پيامبر و مسلمانان مرتكب نشده بودند، عمويش را به قتل رسانده و او را مثله كردند، دندانهاى مبارك رسول اكرم صلی الله علیه وسلم شهيد گرديد، صورتش زخمى شده بود، يكى از ياران رسول اللّه صلی الله علیه وسلم از آن حضرت خواست كه عليه مشركين دعاى بد كند، پيامبر فرمود: «اللهُمَّ اغفر لقَوْمِى فإِنَّهُمْ لا يَعْلَمُون» «پروردگارا! قوم مرا مورد مغفرت قرار بده، زيرا آنان نمى‏دانند».

 

 2- روزى عمر بن عبدالعزيز به كنيزش امر كرد كه پنكه (دستى) را تا زمانى كه او خواب نرفته حركت دهد، كنيز پنكه را همواره حركت داد تا ايشان به خواب رفت، بعد خواب بر كنيز غلبه كرد، چشم‏هاى كنيز بسته شدند، عمربن عبدالعزيز وقتى بيدار شد، پنكه را براى كنيز حركت داد، وقتى كنيز بيدار شد و ديد كه حضرت او را زير پنكه گرفته پنكه را برايش حركت مى‏دهد، ناگهان فرياد زد. حضرت فرمود: «إنما أنتَ بَشَرٌ مِّثْلِى، أصابَكَ مِن الْحَّرِ مَا أصَابَنِى فأحبَبْتُ أن أَرْوَحَكَ كما رَوَحْتَنِىْ» «تو مثل من انسانى، حرارتى كه مرا اذيت مى‏كرد، تو را نيز اذيت مى‏كند، دوست دارم همانطور كه تو به من راحت رساندى، به تو نيز راحت برسانم».

 3- بزرگى غلامى داشت، روزى غلام بر وى خشم كرد، مولا خواست از او انتقام گيرد. غلام گفت: « وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ »  «بندگان خوب خدا خشم را فرو مى‏برند»، آقا گفت: خشم را فرو بردم، غلام گفت: « وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ » «بندگان خوب خدا، از مردم مى‏گذرند»، آقا گفت: تو را عفو كردم، غلام گفت: « وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (آل عمران: 134). «خداوند نيكوكاران را دوست دارد»، آقا گفت: برو، بخاطر رضاى خدا آزادت كردم.

 

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏



سایت مهتدین

Mohtadeen.Com

 

 

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

عياض بن حمار (رض) از رسول اكرم (ص) روايت مى كند كه فرمودند: ((أهل الجنة ثلاثة: ذو سلطان مقسط متصدق موفق، ورجل رحيم رقيق القلب لكل ذى قربي ومسلم، وعفيف متعفف ذو عيال)). [مسلم].

سه نفر اهل بهشتند: فرمانرواي عادل و صدقه دهنده موفق و كامروا، مرد مهربان و نرم دل بر هر قوم و خويش و مسلمان، و پرهيزكار پاك دامن كه داراي فرزندان بسيار است.

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010