30 شهريور 1398 21/01/1441 2019 Sep 21

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2192
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3259825
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

2290 تعداد مشاهده : 1048 تاریخ اضافه : 2012-04-13

 

کشتی نجات 1

اسم بعد از اسلام: محمد اشرف ابراهيم فهمي

وضعیت تأهل: مجرد

ملیت: مصري

محمد اشرف

سفر من به سوی يقين

در ابتدا گواهی می دهم که لا إله إلا الله ، و محمدًا رسول الله  و شهادت می دهم که عيسى بن مريم عبد و رسول اوست واو را نکشته و به صلیب نیاویختند و امر بر آنان مشتبه گردید.

در این مختصر داستان سفر خویش به سوی یقین را برایتان بازخواهم گفت. خواهم گفت که چگونه خداوند من را از عقیده ای فاسد به سوی عقیده ی صحیح رهایی بخشید، و من را از تاریکی های شرک به سوی روشنایی اسلام و یکتاپرستی هدایت فرمود.

قلبم طعم ایمان و شیرینی اسلام را دریافت و با نور قرآن كريم نورانی شده و با كلام استوار الهی هدایت یافت که درمان قلب ها و سلامتی و شفای جسم ها و تن هاست.

راه من بیراهه بود

دين حق را بعد از فرو غلتیدن در تاریکی های شرک و تباهی در بیابان های کفر و گمراهی و راه شیطان شناختم. خداوند بزرگ من را با برترین نعمت خویش که همان اسلام است مورد نوازش قرار داد.

اسم من محمداشرف ابراهيم فهمي است. سی و پنج سال سن دارم و در روستای دیروط شریف– مركز ديروط– واقع در استان اسيوط از پدر و مادری کشاورز به دنیا آمدم. من تنها فرزند خانواده بوده و برادر و خواهری نداشتم.

پدرم در سال ۱۹۷۵ به دنبال پیدا کردن شغل به کویت مسافرت کرد و پدربرزگم من را نزد دوستش با نام شیخ فهمی می فرستاد تا خواندن و نوشتن بیاموزم.

به واسطه ی شیخ سوره های بسیاری از قرآن کریم را در همان کودکی و قبل از ورود به دبستان حفظ نمودم و وقتی خانواده ام فهمیدند که شیخ من را به حفظ قرآن واداشته است من را از رفتن نزد او بازداشتند.

خانواده ی من مسیحیان متعصبی بوده و در بین آن ها کشیش و خادم کلیسا و غیره زیاد بودند.

در مقطع ابتدایی من را مجبور به رفتن به کلاس های دینی روز یکشنبه می کردند که البته این کلاس ها در روزهای یکشنبه و جمعه برگزار می گردیدند. ما برای یادگیری تعالیم مسیحیت و کاشتن بذرهای شرک و گمراهی در وجودمان و تغییر سرشت پاکی که خدا در وجود انسان ها نهاده است در این کلاس ها حاضر می شدیم.

بر دین اسلام متولد شدیم اما شياطين نصارى در کمین ما بودند و به تغییر سرشتی که خداوند متعال بر آن ما را آفریده بود اقدام نموده و ما را مسیحی نمودند و چنان شد که از جرگه ی مسیحیان ارتدوکس گشتم.

از باطل دفاع نموده و در برابر حق ایستادگی کردم

وقتی به دوره ی جوانی رسیده و وارد دانشگاه شدم در زندگی دانشجویی و دانشگاه غرق شده و دین را رها نمودم. در طول تحصیل در دانشگاه به همراه چند جوان مسلمان همشهریم اتاقی را اجار کردیم. آن ها به راستی هم همانگونه که بدان معروف هستند بیشتر از برادر بودند با وجود اخلاف دینی در آن زمان که باهم داشتیم.

ما با هم به گفتگو و بحث و جدل در رابطه با دین می پرداختیم. من به طور کامل می دانستم که دقیقاً دارم از باطل در برابر حق دفاع می کنم؛ لیکن تعصب مانع از آن می شد که حقیقت را بپذیرم. آخر من در یک جامعه ی مسیحی بزرگ شده و تا سطح لیسانس حقوق در دانشگاه اسیوط بر مبنای مسیحیت تعلیم دیده بودم.

با آنکه تنها فرزند خانواده بودم، ازدواج نکرده بودم. از آداب و رسوم روستاها – بر خلاف شهرها- این است که جوانان در سن پایین ازدواج کنند. ولی من از ازدواج امتناع می کردم. در همان جاهلیت نیز به خاطر باز و بی بند و بار بودن جامعه ی مسیحیان و چون خود مردی عربی و صاحب غیرت بودم علاقه ای به ازدواج نداشتم. همانطور که گفتم فطرتاً مسلمان بوده وبعدها این فطرت به مسیحیت مبدل گردید.

مصیبت و رحمتی از جانب خداوند

بعد از اخذ مدرک دانشگاهی برای کار به شهر غردقه رفته و در زمینه ی گردشگری مشغول به کار گشتم. زندگی کاری و نیازهای آن من را بر آن داشت که در سال ۲۰۰۳ به کویت رفته و در آن جا مشغول کار شوم.

پس از مدتی به بیماری قلبی دچار شدم. بیماری من انسداد دریچه ی میترالی بود که از کودکی با آن درگیر بودم و مادرزادی بود. به دنبال آن در مصر قلبم تحت عمل جراحی قرار گرفت. اما بار دیگر بیماری من عود کرد و هنگام مراجعه به پزشک به من گفت: حتماً باید تغییری در دریچه انجام گیرد و دارو به تنهایی تاثیری ندارد.

در آن لحظه احساس کردم که مرگ هر لحظه به من نزدیک تر می گردد. بنابراین من نیز کم کم با عبادت خدا بر آئین مسحیت شروع به نزدیکی به خداوند نمودم. اما خود را سرگردان می دیدم. بیماری حقیقی و خطرناک من بیماری جسمی نبود بلکه بیماری شرک به خدای بزرگ و یگانه بود.

ادامه دارد...

ترجمه: مسعود

مهتدین

Mohtadeen.Com

 

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

عياض بن حمار (رض) از رسول اكرم (ص) روايت مى كند كه فرمودند: ((أهل الجنة ثلاثة: ذو سلطان مقسط متصدق موفق، ورجل رحيم رقيق القلب لكل ذى قربي ومسلم، وعفيف متعفف ذو عيال)). [مسلم].

سه نفر اهل بهشتند: فرمانرواي عادل و صدقه دهنده موفق و كامروا، مرد مهربان و نرم دل بر هر قوم و خويش و مسلمان، و پرهيزكار پاك دامن كه داراي فرزندان بسيار است.

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010