30 بهمن 1404 02/09/1447 2026 Feb 19

 
  صفحه اصلی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2148
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3517278
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

2363 تعداد مشاهده : 596 تاریخ اضافه : 2012-08-28

 

داستان عبرت آموز: کوه ها بواسطه ی یک کلمه استوار ایستاده اند و آن: "لا اله الا الله" است

این داستان ندیمه ی دختران فرعون است که موهای آنان را شانه زده و زنی مؤمن بود که پنج پسر نیز داشت...

یک بار که در حال شانه کردن موی دختران فرعون بود، شانه از دستش افتاد و گفت: الله اكبر !


دختر فرعون پرسید: آیا الله، همان پدر من است؟

ندیمه گفت: الله کسی است که تو را و من را و پدرت را آفریده است...

دختر فرعون نزد پدرش رفته و موضوع ندیمه را برای او تعریف کرد. فرعون دستور داد این ندیمه را نزد او بیاورند و دخترانش نیز همگی آمدند. او دستور داد تا در دیگی بزرگ روغن ریخته و آن را جوشاندند و آتش در زیر آن زبانه می کشید...

فرعون گفت: خدای توکیست؟

گفت: پروردگار من کسیست که تو را و من را همه ی مردمان را آفریده است.

فرعون سؤالش را تکرار کرد و همان جواب را شنید.

بنابراین فرعون دستور داد نگهبانان پسر بزرگ تر او را کشاندند و او خود را به مادرش آویخته بود، مادرش به او نگاه کرده و می گریست. بردرانش می گریستند و به مادرشان نگاه می کردند...

فرعون به او گفت: اگر به من ایمان نیاوری، پسرت را در دیگ خواهم انداخت! و پرسید خدایت کیست؟ او گفت: پروردگار من کسی است که من و تو را و همه ی مردم را آفریده است...

فرعون پسر او را در دیگ انداخت. مادر این صحنه را می دید و بردران نیز نگاه می کردند... استخوان های بدن پسر بر سطح روغن آمدند...!

بار دیگر همان سؤال را پرسید: پروردگار تو کیست؟

آن زن از تغییر عقیده اش امتناع کرده و باز گفت: پروردگار من همان است که تو را و من را و همه را آفریده است!

پسر دوم او را گرفته و در دیگ انداختند و بعد از لحظه ای استخوان های او هم بر سطح روغن جوشان ظاهر شدند و با استخوان پسر اولی قاطی شدند... مادر و دیگر پسران هم ناظر این صحنه بودند...

فرعون سؤالش را بار دیگر تکرار کرده و آن زن نیز بر همان نظر پیشین خود اصرار کرد و سومین پسر او هم در دیگ افکنده شده و استخوان هایش با استخوان بردرانش درهم آمیخت.

پسر سوم نیز همین سرنوشت را داشت...

اما پسر پنجم شیرخواره بود و در آغوش مادر بود...

پرسش را تکرار کرد و پاسخ شنید که پروردگار من آنی است که مرا آفرید و تو را و همه ی مردمان را...

طفل کوچک را از او گرفته و بدن کوچکش را در روغن گداخته انداختند. چه لحظه ی پر درد و رنجی! استخوان های او هم نزد استخوان برادرانش رفت...

به او گفت: پروردگارت کیست؟

گفت: پروردگار من اویی است که تو را و من را و همه را آفریده است!

فرعون دستور داد آن زن استوار را نیز گرفته و در روغن گداخته انداختند!

چه ایمانی! خود را و هر پنج کودکش را به خاطر کلمه ی توحید قربانی کرد!

وقتی پیامبر صلی الله علیه و سلم به معراج تشریف برد، بوی خوشی به مشامش رسید و پرسید: این بوی خوش چیست؟

به او گفتند این ندیمه ی دختران فرعون و پسران او هستند.

 

ترجمه: مسعود

مهتدین

Mohtadeen.Com

 

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

رسول ‎الله  صلی الله علیه و سلم  است می‌فرمايد: «كُلُّ أُمَّتي يَدْخُلُونَ الجَنّةَ، إلاّ مَنْ أبَى»
تمام امت من وارد بهشت می‌شود بجز كسي كه‌ انكار مي‌كند. پرسيدند: اي رسول خدا چه كسي انكار مي‌كند؟ فرمود: «مَنْ أطاعَني دَخَلَ الجنةَ، ومَنْ عَصانِي فَقَدْ أبى.» یعنی: (هركس از من اطاعت كند وارد بهشت می‌شود و هر كس از من نافرماني كند از ورود به بهشت سرباز می‌زند).
بخاري ش/7280




 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010