8 تير 1396 04/10/1438 2017 Jun 29

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2156
تـعداد اعضاء سایت : 605
بازدید کـل سایت : 1903724
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

3052 تعداد مشاهده : 356 تاریخ اضافه : 2016-06-23

 

ایجاد شک و شبهه توسط مستشرقین مبنی بر اینکه احادیثی که بر زکات و حد نصاب آن دلالت می ‌کنند با حقایق تاریخی تناقض دارند

بسم الله الرحمن الرحیم


ایجاد شک و شبهه توسط مستشرقین مبنی بر اینکه احادیثی که بر زکات و حد نصاب آن دلالت می ‌کنند با حقایق تاریخی تناقض دارند


دکتر علی حسن عبدالقادر استاد و رئیس قبلی دانشکده‌ ی شریعت دانشگاه الازهر، در کتاب: [نظرة عامة في تاریخ الفقه الاسلامی: ص16، چاپ اول و ص 18 چاپ سوم] می ‌گوید: الله در قرآن کریم به پرداخت زکات دستور داده و آن را بر هر مسلمانی واجب کرده است. فقها به هنگام بحث در مورد زکات، دنبال این گشته ‌اند که بر چه کسانی واجب است؟ آیا بر هر مسلمانی واجب می ‌باشد یا بر افرادی که اندازه ‌ای مشخص از اموال و دارایی دارند؟ و مقداری که باید به عنوان زکات پرداخته شود، چه قدر است؟


علماء برای جواب این سؤالات به احادیثی استناد می‌ کنند مبنی بر اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم قواعد و اصول مفصلی برای زکات تعیین نموده و به صورت کامل آن را روشن نموده است. او می ‌افزاید: برخی از محققان[1] صحت این احادیث را زیر سؤال برده و می‌ گویند: آنها با حقایق تاریخی تعارض دارند، چون در تاریخ معروف است که هر کدام از یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم بر حسب توانایی خویش زکات می‌ دادند و چارچوب مشخصی وجود نداشت، قرآن مجید نیز بدون تعیین آن بدان دستور داده است و مسلمانان در قدیم چنان کردند و هرچه در اختیار داشتند اعم از نقدینگی، جواهرات، اموال، لباس و چیزهای گوناگون را بخشیدند.


حال آنکه این گونه احادیث بیان می کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم چارچوب معینی را برای آن نسبت به همه ی مسلمانان پایه ریزی کرده اند، مثل اینکه: هرکس فلان مقدار اموال داشته باشد باید این مقدار زکات بپردازد، هرکس کمتر از بیست دینار[2] دارایی داشته باشد زکات بر وی واجب نیست و هرکس دارای بیست دینار باشد باید نیم دینار به عنوان زکات بپردازد.


یکی از آن اسناد رسمی که انواع زکات در آن توضیح داده شده نامه‌ ی ابوبکر رضی الله عنه به کار‌گزارانش می ‌باشد که در برخی منابع آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را آماده کردند و تحویل کارگزارانش نداد تا اینکه از دنیا رفتند. پس از ایشان ابوبکر رضی الله عنه آن را در زمان خویش به اجرا در‌آورد، سپس عمر رضی الله عنه نیز بدان عمل نمود که تفاصیل و جزئیات زکات شتر، گاو و گوسفند در آن آمده است. این چنین، صدقه ی عامی که خالص برای الله بود، به شکل خاصی محدود شد، و آن هم زکات با قیود خاص و تفصیلات مختلفی بود. مردم برای ادای زکات فرض شده در قرآن، عادت به قواعد فقهی خاص و محدود کردن برخی از اشیاء در برخی جاها کردند.


می ‌گویم:

نویسنده ‌ی این کتاب این سخنان پوچ و بی ‌اعتباری را بدون نقد و پاسخ به آنها ذکر می‌ کند که ساکت ماندن در این گونه موارد نشانه‌ ی پذیرفتن سخنان این خاور‌شناس شک انداز می ‌باشد. وجود این چیزها در کتاب انسانی مسلمان، بلکه دانشمندی در حد استاد الازهر، بیشتر زمینه ‌ی پذیرش آنها را از سوی مبتدئین و دانشجویان فراهم می ‌کند و تردید در احادیثی که دال بر وحی از جانب الله است و شک در حد نصاب‌ های زکات و درصد واجب در آنها را که به صورت دقیق تعیین نموده را افزایش می ‌دهد. تعیین این نصاب ها از جانب الله بوده است. زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم اهل حساب و ریاضی نبوند و در میان ملتی پرورش یافتند که نه می ‌نوشتند و نه حساب و کتابی بلد بودند چنانکه در حدیث صحیح آمده است. پس مشخص می ‌شود این امر از جانب الله متعال وحی شده است.


و اینک پاسخ به این شبهه:


1- از کجا برای این محقق خاورشناسِ شک انداز معلوم شد که احادیث دال بر مقدار و نصاب‌ های زکات با حقایق تاریخی، سر ناسازگاری ندارد؟ ما دوست داریم او یا نویسنده‌ ی کتابی که سخنانش را نقل می ‌کند ما را به منبع آن راهنمایی کنند. ما اگر در حقائق تاریخی، بر روایات حدیثی اعتماد نکنیم[3]، پس بر کدام روایات اعتماد کنیم؟ تاریخ نگاران پیشین همچون طبری اگرچه با محدثان در ذکر اسناد روایات تاریخی همگام شدند ولی مانند محدثین در روایات دقت نکرده و همطراز ایشان نیستند.


این چیزی است که واقعیت موجود، شاهد و بیانگر آن است. عجیب ‌تر از آن، اینکه این محقق راجع به صحابه می‌ گوید: آنان هر کدام بر حسب توانایی خود زکات می ‌پرداختند و چارچوب مشخص وجود نداشت، این اقدام، یورشی نا‌آگاهانه و سخنانی گزاف و بدون دلیل به شمار می ‌آید. اگر درست باشد ایشان بر اساس قدرت و توانایی مالی خود زکات می ‌دادند آن شیوه در آغاز امر بوده و زمان چندانی نگذشته که قرآن موارد زکات را روشن نمود و همه‌ ی جزئیات و ریزه‌ کاری های آن در سنت‌ ها و احادیث صحیح و حسن که بسیار هم زیاد هست و قابل شمارش نیستند، ذکر کرده است.


سنت پایه‌ ی دوم از پایه‌ ها و ارکان قانون گذاری اسلامی و تفسیرگر قرآن است که آن را روشن ساخته، مجمل ‌هایش را توضیح داده، عام‌ هایش را تخصیص داده، مطلق‌ هایش را مقید نموده و گاهی هم به صورت مستقل به امر قانون‌ گذاری پرداخته است.


اگر ما تنها بر قرآن تکیه می نمودیم، فقها و مجتهدانمان به این ثروت هنگفت از احکام و آداب در زمینه ‌ی امور دینی و دنیایی دست نمی ‌یافتند. اما قسمت عمده‌ ی خاورشناسانی که در سنت‌ ها و احادیث شک ایجاد می‌ کنند، می ‌پندارند این سرمایه‌ ی عظیم فقهی بر اثر تحول و دگرگونی دینی، دنیوی، سیاسی، اجتماعی و ... پدید آمده است. محور تفکیر گولد زیهر، خاورشناس یهودی متعصب درباره‌ ی سنت، گرد این فکر می‌ چرخد و بیشتر خاورشناسان این دروغ آشکار را از او گرفته‌ اند.


2- روایات معتبر و معتمد بر تحقیق علمی و تاریخی دال بر این هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم از طرف پروردگارش، نظام و چارچوب منظم و دقیقی را برای زکات پایه ‌ریزی نمود که آن را برای کار‌گزارانش نوشت و هر کدام بر اساس آن زکاتش را پرداخت می‌ کردند و مأمورین جمع ‌آوری زکات نیز بر اساس آن به امر گردآوری می ‌پرداختند. و اینک کتاب‌ های حدیث با تمام تلاش و کوشش خود به روشن نمودن آن پرداخته ‌اند. اگر این محقق شک انداز، خود را برای مراجعه به صحیح بخاری و مسلم، یا کتاب‌ های سنن و مسانید به زحمت می ‌انداخت، به احادیث و روایات های زیادی بر می‌ خورد که شک و تردیدش را بر طرف ساخت.


امام بخاری و مسلم در صحیح شان با سند خود روایت می ‌نمایند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لَيْسَ فِيمَا دُونَ خَمْسِ ذَوْدٍ مِنَ الْإِبِلِ صَدَقَةٌ وَلَيْسَ فِيمَا دُونَ خَمْسَةِ أَوْسُقٍ صَدَقَةٌ» «در کمتر از پنج نفر شتر و پنج «وسق»[4] حبوبات زکات وجود ندارد». - لفظ این روایت از آن بخاری است -.


بخاری با سند خود از انس رضی الله عنه روایت می ‌کند: وقتی ابوبکر رضی الله عنه وی را به یمن فرستاد این نامه را برایش نوشت: «بسم الله الرحمن الرحیم، این فریضه‌ ی زکاتی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بر مسلمانان واجب کردند و الله به رسولش دستور داده بود. پس هر کدام از مسلمانان آن را به روش درستش در خواست کرد باید به او داده شود....[5] تا نهایت حدیث» در این حدیث حد نصاب شتر و گوسفند مشخص شده است و دیگر احادیث ثابت در این زمینه وجود دارد و هرکس می‌ خواهد می‌ تواند به کتاب جامع الاصول الی احادیث الرسول، اثر مجد الدین ابن الاثیر جزری مراجعه کند[6].


و روایتی که بیان می ‌کند، رسول الله صلی الله علیه وسلم آن نامه را نوشته ولی به کارگزارانش تحویل نداد تا از دنیا رفت، آنگاه ابوبکر رضی الله عنه پس از ایشان آن را تا زمان وفاتش به اجرا در آورد و سپس عمر رضی الله عنه نیز پس از وی بدان عمل نمود تا زمانی که از دنیا رفت، منافاتی با این امر ندارد که نصاب‌ های زکات در دوران رسول الله صلی الله علیه وسلم، معلوم و مشخص بوده و صحابه آن را هم مانند دیگر احادیثی که از نوشتنشان منع شده بودند، حفظ و نگهداری کرده بودند. چنانکه در حدیث مرفوع مسلم آمده: «لَا تَكْتُبُوا عَنِّي، وَمَنْ كَتَبَ عَنِّي غَيْرَ الْقُرْآنِ فَلْيَمْحُهُ، وَحَدِّثُوا عَنِّي، وَلَا حَرَجَ، وَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ» «از قول من چیزی ننویسید، و هرکس غیر از قرآن چیز را از من نوشته، باید آن را از بین ببرد، از قول من باز‌گو کنید و این اشکالی ندارد و هرکس به صورت عمدی بر من دروغ ببندد باید جایگاه خویش را در آتش بیابد».


ممکن است رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را به صورت شفاهی به کار‌گزارانش گفته باشند و این نامه‌ هایی که نصاب‌ های زکات در آنها تدوین شده، باقی مانده باشند تا به عنوان سندی معتبر و جهت مراجعه‌ ی مسلمانان برای ثبت و ضبط باشد به ویژه پس از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم و یا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم نسخه‌ هایی را از روی این نسخه ‌ی اصلی آماده نمودند و برای کار گزارانش فرستادند و در اختیار مأمورین جمع‌ آوری هم قرار دادند.


3- استدلال او برای شک کردن و انکار روایت‌ ها به اینکه قرآن زکات را بدون تعیین فرض کرده است جای شگفت می‌ باشد!!. چه کسی گفته قرآن مسئولیت پرداختن به همه‌ ی احکام و جزئیات دین را بر عهده گرفته است؟ قرآن اساس و پایه‌ ی دین و منبع و شاهراهِ مستقیم است که الله خودش بجای امت مسئولیت حفظ و پاسداشت آن را بر عهده گرفته و بر اثر مهرورزی الله در حق این امت، قرآن کریم را این‌ گونه‌ مختصر قرار داده و به حد اعجاز رسیده است. الله تبیین و روشن ‌سازی آن را به رسولش سپرده ومی فرماید:


﴿وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلذِّكۡرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيۡهِمۡ وَلَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ﴾ [النحل: ٤٤].

«و ذکر را بر تو نازل کرده ‌ایم تا چیزی را برای مردم روشن سازی که برای آنان فرستاده شده است، شاید که آنان بیندیشد».


رسول الله صلی الله علیه وسلم قرآن را به وسیله‌ ی گفتارها، کردارها و اخلاق و منش و رفتارش در مسیر زندگی، به شیوه‌ ای کامل روشن نمودند که در نتیجه ی آن، این ثروت هنگفت و این همه اندوخته و گنجینه ‌ی موجود در احادیث و سنتها پدید آمد. آیا قرآن راجع به عدد رکعات نمازهای فرض، سجده‌ ها، جهری نمودن فلان نماز و سرّی بودن دیگری، ذکرهای رکوع، سجده و نشستن اول و دوم چیزی گفته است؟!!


خلاصه اینکه تعیین مقدار زکات و نصاب‌ های آن، دستوری از طرف قانون گذار داناست که احادیث و سنت‌ های وارده از سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم به تمام و کمال بدان‌ ها پرداخته و به فرمان پروردگارش، آن را تعیین و روشن ساخته اند و جانشینان و یاران ایشان جز اجرای دستورات الله و تبیینات رسولش نمی ‌توانند تصمیمات دیگری اتخاذ نمایند.



برگرفته از کتاب "پاسداری راستین از سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم" تألیف: ابو محمد، محمد بن محمد ابوشهبه




[1]- خاور شناسی به اسم juynball می‌ باشد.

[2]- دینار از جنس طلا و به وزن گرم می‌ باشد متر جم.

[3]-روایاتی که در زکات آمده موضوع تاریخی را بیان می‌کند، پس کدام تحقیق تاریخی محکم‌تر ودقیق‌تر از روایت حدیث هستند.(مترجم)

[4]- وسق شصت پیمانه است.

[5]- صحیح بخاری: کتاب الزکاة، باب زکاة الغنم.

[6]- 4/55 تا 750.

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

رسول ‎الله  صلی الله علیه و سلم  است می‌فرمايد: «كُلُّ أُمَّتي يَدْخُلُونَ الجَنّةَ، إلاّ مَنْ أبَى»
تمام امت من وارد بهشت می‌شود بجز كسي كه‌ انكار مي‌كند. پرسيدند: اي رسول خدا چه كسي انكار مي‌كند؟ فرمود: «مَنْ أطاعَني دَخَلَ الجنةَ، ومَنْ عَصانِي فَقَدْ أبى.» یعنی: (هركس از من اطاعت كند وارد بهشت می‌شود و هر كس از من نافرماني كند از ورود به بهشت سرباز می‌زند).
بخاري ش/7280




 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010