31 مرداد 1396 29/11/1438 2017 Aug 22

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2158
تـعداد اعضاء سایت : 605
بازدید کـل سایت : 1971619
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

3089 تعداد مشاهده : 179 تاریخ اضافه : 2017-03-02

 

به شریعت ایمان دارند، به جز قسمتی از آن

بسم الله الرحمن الرحیم

 

به شریعت ایمان دارند، به جز قسمتی از آن

 

«شکی ندارم که اشتباه و انحراف است، و خلافی است که با وظیفه‌ ی تسلیم در مقابل الله متعال و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم منافات دارد...»


این خلاصه ‌ی چیزی بود که در ذهنم می ‌گذشت در حالی که صدای شخصی در گوشم طنین‌ انداز بود که پس از زیر سوال بردن بعضی از احکام شرع می ‌گفت: ایمان دارم که شریعت و نصوص شرعی با عقل و مصلحت منافات ندارد، در نتیجه اگر در جایی تعارضی بین حکم شرعی و عقل و مصلحت دیده شود، ایمان وی به شریعت باعث می شود که شریعت را از چنین حکمی مبرا سازد و آن را نپذیرد.


تصور می ‌کردم برای هر شنونده‌ ای نادرستی این تصور واضح است، اما وقتی شنیدم و خواندم که برخی، این حقیقت که شریعت و نصوص نبوی بر اساس مصلحت و عقل نازل شده‌ اند را اینطور تفسیر می‌ کنند، متوجه اشتباه خود شدم.
به عبارت بالا دقت کنید… گوینده احکام شریعت را باعث مصلحت و مطابق با عقل و فطرت سلیم نمی‌ داند، بلکه برای پذیرش احکام شریعت «شرط» می‌ گذارد. آن شرط این است که این احکام مطابق مصلحت و عقل باشند. در واقع انقیاد و اطاعت وی از شرع، مشروط به سالم بودن نتایج و عدم مخالفت آن با عقل و مصلحت است.


کجایند آنان که نصوص شرع را مطالعه کرده و در احکام آن تدبر می‌ کنند، تلاش می کنند مراد الله متعال و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم را دریابند و به آن ایمان آورند و عمل کنند. سپس از آن معتقد باشند که این عمل آنان همان عقل و مصلحت است و در این راه به رهنمودهای صحابه و برداشت‌ های تابعین و فقها و زبان شناسان تکیه داشته باشند، تا به هدف مورد نظر الله و رسولش برسند؟


آنان را مقایسه کنید با کسی که پیش‌ فرض ‌های عقلی مشخص و منافع دنیوی معینی را در نظر گرفته و بر اساس تصورات خود، آنها را عقل و مصلحت می ‌داند و معتقد است شریعت با آن پیش‌ فرض‌ ها مخالفت نخواهد کرد و هرگاه آیه یا حدیثی صحیح بیابد که تصورات ذهنی وی را نفی می‌ کند، به تکذیب یا تاویل آن روی می ‌آورد، چون با عقل و مصلحت مخالفت دارد!


این رویکرد مقایسه و تطبیق بین شریعت و عقل نیست، بلکه مقایسه ‌ی بین شریعت و عقل و ادراک یک انسان معین است. او تطبیق احکام شرع را زمانی مجاز می ‌داند، که با عقل و فهم وی در تعارض نباشند و هرگاه حکمی را نفهمد، شریعت متوقف می ‌شود! در نتیجه عدم فهم حکمتی از حکمتهای شریعت باعث تعطیل احکام شرع خواهد شد.


تصمیم گیری در مورد موافقت یا مخالفت یک موضوع با عقل تحت تاثیر ذات یک شخص و تجربیات و دانش و محیط و شرایط زندگی وی متغیر است. این حکم یک ادراک نسبی است در لحظه ‌ای مشخص، که ممکن است با گذر عمر یا تجربه‌ ی شرایطی جدید تغییر کند. در نتیجه عقلی که از آن سخن می ‌گوییم عقلی آنی و متغیر است و هر آنچه توسط گروهی عقلانی دانسته می ‌شود، توسط گروه دیگری ضد عقل و مغایر با تمام بدیهیات عقلی است! حال بر اساس کدام یک از این دو موضع باید احکام شرعی سنجیده شوند؟!


بر اساس این شرط جدید، بخشی از احکام شریعت قابل اجرا نیستند و این بخش با توجه به تعقل و تفکر هر انسان و منافعی که شخص در نظر دارد، می ‌تواند بزرگ یا کوچک شود. در نتیجه عقلی که مصلحت را در «مساوات» می ‌بیند، تمام احکام شرعی که بین مرد و زن فرق می گذارند را زیر سوال می ‌برد و عقلی که «آزادی» را مصلحت اصلی می ‌داند، الزام آور بودن احکام شرعی و اجرای مجازات‌ ها را نمی ‌پذیرد. عقل مایل به تاویل یا تفویض، نصوص شرعی مربوط به اسماء و صفات الله متعال را متوقف می ‌داند و اعتقاد به احادیث صحیح نبوی نزد عقلی که مصلحت را در اکتفای به قرآن، یا نصوص متواتر می ‌بیند و یا احادیث را از دایره ‌ی عقاید خارج می‌ کند، جایی ندارد.
به این ترتیب عقل و مصلحت می ‌آیند تا ایمان به بخشی از شریعت را از بین ببرند. اگرچه این بخش ممکن است از نظر برخی از آنان کوچک به نظر برسد، اما مشخص نیست ضابطه و قانون این بخش چیست؟ زیرا هر بخشی از شریعت ممکن است مورد پذیرش یا رد واقع شود و آنچه توسط یک مکتب فکری پذیرفته می‌ شود، ممکن است در مکتب فکری دیگری مخالف عقل و مصلحت دانسته شود و هر آنچه توسط گروهی مناسب و موافق عقل دانسته شده و به آن ایمان آورده می ‌شود، در عقل و تفکر گروه دیگری مخالف عقل است و ایمان به آن غیر قابل قبول می باشد!


انسان مسلمان وقتی می‌ پذیرد اسلام دینی است که توسط الله متعال بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و احکام آن همان احکامی است که الله متعال اراده نموده و از آن رضایت دارد، بر اساس تسلیم در مقابل الله، باید در مقابل اوامر و نواهی الله متعال و رسولش ـ در صورت صحت ـ تسلیم باشد و باور داشته باشد که آنچه در شرع آمده با در نظر گرفتن مهمترین مصالح و بر اساس بینش کامل ‌ترین عقل‌ ها بیان شده است و تمام تجربیات و تفکراتی که با نصوص شرع مخالفت کرده‌اند، در گذر زمان نادرست از آب در آمده و دلایل و شواهد مختلف نشان داده ‌اند که عقل و مصلحت موافق نص شرعی بوده است، نه مخالف آن.


از کمال عقل است که انسان مسلمان معتقد باشد هر آنچه در شریعت ذکر شده موافق عقل و مصلحت است. هنگامی که عقل تبدیل به سقفی شود که مانع رسیدن پرتو وحی به انسان می ‌شود، خود را از خیر بزرگی محروم ساخته است، از نصوص و احکامی که بر اساس آن در مورد معقولات مورد نظر مردم تصمیم گرفته و معیارهای صحیح برای پذیرش یا رد یک حکم بر اساس عقل را تعیین می ‌کنند. صحیح آن است که احکام شرع بر عقل سیطره داشته و چارچوب و مسیر آن را تعیین کند، نه اینکه عقل برای شرع تعیین تکلیف کرده و برای پذیرش احکام شریعت شروط و ضوابطی قرار دهد.


آنان به احکام شریعت ایمان دارند، به استثنای بخشی از آن و مقدار این بخش را فقط الله متعال می‌ داند! ممکن است این بخش در موضوعات اعتقادی، معاملات یا عبادات ظاهر شود، ممکن است کوچک یا بزرگ باشد، ممکن است از زمره‌ ی احکام مورد اختلاف یا مورد اتفاق علما باشد، ممکن است حتی برخی از آیات قرآن یا احادیث نبوی باشد و مشخص نیست این بلا چگونه و از چه طریقی وارد خواهد شد؟!


همه‌ ی این بحثها را کنار بگذاریم. کافی است بدانیم تفاوت کسی که می گوید: «به شریعت ایمان دارم، همه ‌ی احکام آن بر اساس عقل و مصلحت است» با کسی که می ‌گوید: «به شریعت ایمان دارم، تا زمانی که با عقل و مصلحت در تعارض نباشد»، مانند تفاوت بین کسی است که می گوید: «به شریعت ایمان دارم، چون راست است و با واقعیت تناسب دارد» با کسی که می ‌گوید: «به شریعت ایمان دارم، تا زمانی که دروغ نباشد و با واقعیت تناسب داشته باشد!»


حیرت آور آنکه مطالبی که در این مقاله مطرح کردم و با شرح و بسط آن خود و خواننده را خسته کردم، توسط شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله به زیبایی و دقتی که تنها نتیجه توفیق و لطف الله متعال است، در چند سطر بیان شده است. آن بزرگوار ـ رحمه الله ـ می گوید: «آنچه مردم با عقل خود استنتاج می‌ کنند محدودیتی ندارد، چه حق باشد و چه باطل. وقتی کسی بپذیرد که ممکن است معقولات، مخالف و متضاد با اخبار و گفتارهای رسول باشد نمی ‌تواند به گفته ‌های رسول اعتماد کند؛ زیرا ممکن است در معقولاتی که تاکنون برایش مکشوف نشده اموری مخالف احادیث و گفتارهای رسول وجود داشته باشد. کسی که می ‌گوید: من صفات الهی را تا حدی می ‌پذیرم که عقل آن را نفی نکند یا سمعیات و اخبار شرعی را تا زمانی که مخالف عقل نباشد قبول دارم، برای گفته‌ اش ضابطه و قانونی وجود ندارد! زیرا قبول سمعیات را مشروط به عدم وجود جنسی کرده است که ضابطه یا نهایتی ندارد. پس آنچه مشروط به امری بدون ضابطه باشد، خود نیز بی‌ ضابطه است. در نتیجه در چنین حالتی ایمانی برای فرد باقی نخواهد ماند. به همین دلیل می‌ بینیم ایمان در قلب کسانی که به مخالفت با شرع بر اساس عقل عادت کرده‌ اند، مستقر و محکم نمی شود».




برگرفته: http://islamtxt.net با تصرف

ام احمد

 

 

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  روایت شده که فرمود: « أَنَّ النَّائِحَةَ إذَا لَمْ تَتُبْ قَبْلَ مَوْتِهَا فإنَّها تلبس يَوْمَ الْقِيَامَةِ  درعاً مِنْ جَرَبٍ و سِرْبَالاً مِنْ قَطِرَانٍ »

اگر نوحه‌خوان قبل از مرگ توبه نکند، در روز قیامت زرهی از گری [بیماری خارش پوست] و پیراهنی از قطران می‌پوشد.

مسلم، 2/644.

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010